<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>Comments on: سکوت ؟</title>
	<atom:link href="http://sayeh.nevesht.org/archives/591/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/591</link>
	<description></description>
	<pubDate>Tue, 06 Jan 2009 09:31:54 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.5.1</generator>
		<item>
		<title>By: غزل</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/591#comment-2195</link>
		<dc:creator>غزل</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/06/18/%d8%b3%da%a9%d9%88%d8%aa-%d8%9f/#comment-2195</guid>
		<description>برات نوشته بودم که وبلاگ ملاک نیست... ننوشتن در مورد بسیاری از مسائل، دلیل بر سکوت و عدم حمایت و ... نیست. کسانی را می شناسم که وبلاگ دارند و هیچ گونه ردی هم از این نوع مسائل در آن نیست؛ اما آنقدر در بسیاری از مسائل فعال و مفید هستند که در ذهن من و تو نمی گنجد. 
نوشته بودم دوباره اشتباهات دوران انتخابات را تکرار نکنیم و تحت تأثیر بعضی از مسائل، انگشت اتهام بسوی دیگران دراز ننماییم. بجای متهم کردن یکدیگر، دوستی پیشه کنیم که اولین قدم در بسیاری از راهها می باشد. مادامی که دنبال مقصر بگردیم، وضعمان همین است.
در ضمن بطور وحشتناکی دلم برات تنگ شده و عجیب یادت می کنم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>برات نوشته بودم که وبلاگ ملاک نیست&#8230; ننوشتن در مورد بسیاری از مسائل، دلیل بر سکوت و عدم حمایت و &#8230; نیست. کسانی را می شناسم که وبلاگ دارند و هیچ گونه ردی هم از این نوع مسائل در آن نیست؛ اما آنقدر در بسیاری از مسائل فعال و مفید هستند که در ذهن من و تو نمی گنجد.<br />
نوشته بودم دوباره اشتباهات دوران انتخابات را تکرار نکنیم و تحت تأثیر بعضی از مسائل، انگشت اتهام بسوی دیگران دراز ننماییم. بجای متهم کردن یکدیگر، دوستی پیشه کنیم که اولین قدم در بسیاری از راهها می باشد. مادامی که دنبال مقصر بگردیم، وضعمان همین است.<br />
در ضمن بطور وحشتناکی دلم برات تنگ شده و عجیب یادت می کنم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: سایه</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/591#comment-2194</link>
		<dc:creator>سایه</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/06/18/%d8%b3%da%a9%d9%88%d8%aa-%d8%9f/#comment-2194</guid>
		<description>من هیچ کامنتی را  حذف نکردم غزل جان. فکر کنم باز کامنت ها پریده. نمی دونم با این کامنت دونم چه کنم. کامنت آلیس هم نصفه نیمه اومده.
اگر کسی کامنت گذاشته و اینجا نمی بینه کامنتش رو خیلی متاسفم. تقصیر من نیست به خدا.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من هیچ کامنتی را  حذف نکردم غزل جان. فکر کنم باز کامنت ها پریده. نمی دونم با این کامنت دونم چه کنم. کامنت آلیس هم نصفه نیمه اومده.<br />
اگر کسی کامنت گذاشته و اینجا نمی بینه کامنتش رو خیلی متاسفم. تقصیر من نیست به خدا.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: غزل</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/591#comment-2193</link>
		<dc:creator>غزل</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/06/18/%d8%b3%da%a9%d9%88%d8%aa-%d8%9f/#comment-2193</guid>
		<description>اولین کامنت از من بود که تقریباً هم بلند بالا بود... پس چرا نیست؟؟؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اولین کامنت از من بود که تقریباً هم بلند بالا بود&#8230; پس چرا نیست؟؟؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: قاصدک*</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/591#comment-2192</link>
		<dc:creator>قاصدک*</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/06/18/%d8%b3%da%a9%d9%88%d8%aa-%d8%9f/#comment-2192</guid>
		<description>هر چه گفتنی بوده‌ست گفته‌ای کتی جانم. از همان جا که برای من نوشتن...  همه‌ی آنچه را که باید بنویسی نوشته‌ای.
دستت درست رفیق جان.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>هر چه گفتنی بوده‌ست گفته‌ای کتی جانم. از همان جا که برای من نوشتن&#8230;  همه‌ی آنچه را که باید بنویسی نوشته‌ای.<br />
دستت درست رفیق جان.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: کامران</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/591#comment-2191</link>
		<dc:creator>کامران</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/06/18/%d8%b3%da%a9%d9%88%d8%aa-%d8%9f/#comment-2191</guid>
		<description>ممنون بابت آمرزش. 
می دونم که من جزو مخاطبان اون پست نبودم. اصولا به خاطر محل زندگیم بهتره در مورد مسائل و مبارزات داخلی هموطن ها اظهار نظر نکنم تا روزی باعث سواستفادۀ اغیار  نشه. فعلا که مردم همینجوری هم ایادی بیگانه هستند...
شیش شیش شیشه و گاز</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ممنون بابت آمرزش.<br />
می دونم که من جزو مخاطبان اون پست نبودم. اصولا به خاطر محل زندگیم بهتره در مورد مسائل و مبارزات داخلی هموطن ها اظهار نظر نکنم تا روزی باعث سواستفادۀ اغیار  نشه. فعلا که مردم همینجوری هم ایادی بیگانه هستند&#8230;<br />
شیش شیش شیشه و گاز</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: آلیس</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/591#comment-2190</link>
		<dc:creator>آلیس</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/06/18/%d8%b3%da%a9%d9%88%d8%aa-%d8%9f/#comment-2190</guid>
		<description>خانومم ... چند ساعت پیش از دانشگاه برات پیغام دادم که ارسال نشد... نظر من اینه که اینجور آدمها (اونها که سکوت می کنن و اونها که سکوت نکردن دیگران رو مسخره می کنن) همیشه وجود دارن ... وقت ما کم و با ارزشه ... نیتجه اینکه هر چه بتونیم خودمون رو از این حرفها دور کنیم و روی هدفی که داریم تمرکز کنیم به نظر من زودتر به نتیجه می رسیم. مهم نیست که این دست آدمها هستن، مهم اینه که خیلی های دیگه هستن که بر خلاف این دسته مثل من و تو برای این جور قضایا دل می سوزونن و سعی در ایجاد تغییر دارن. من این حرفها رو روزی صد دفعه به خودم هم می زنم! کاری به آدمهای دیگه و حواشی نداشته باش  ...روی هدفت تمرکز، و از وجود آدمهایی که همه شاید از راههای مختلف اما به سوی یک هدف حرکت می کنن خوشحال باش ... همیشه آدمهایی هستن که سکوت کنن، و وقتی تو حرف می زنی بهت بگن قصه پرور ... این جمله ها رو من روزی چند بار به خودم می گم. خلاصه اینکه حرفت رو خوب می فهمم چون مشکل خودم هم هست، اما زمانش رسیده که حساسیتمون رو کم کنیم و انرژی هامون رو جمع</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خانومم &#8230; چند ساعت پیش از دانشگاه برات پیغام دادم که ارسال نشد&#8230; نظر من اینه که اینجور آدمها (اونها که سکوت می کنن و اونها که سکوت نکردن دیگران رو مسخره می کنن) همیشه وجود دارن &#8230; وقت ما کم و با ارزشه &#8230; نیتجه اینکه هر چه بتونیم خودمون رو از این حرفها دور کنیم و روی هدفی که داریم تمرکز کنیم به نظر من زودتر به نتیجه می رسیم. مهم نیست که این دست آدمها هستن، مهم اینه که خیلی های دیگه هستن که بر خلاف این دسته مثل من و تو برای این جور قضایا دل می سوزونن و سعی در ایجاد تغییر دارن. من این حرفها رو روزی صد دفعه به خودم هم می زنم! کاری به آدمهای دیگه و حواشی نداشته باش  &#8230;روی هدفت تمرکز، و از وجود آدمهایی که همه شاید از راههای مختلف اما به سوی یک هدف حرکت می کنن خوشحال باش &#8230; همیشه آدمهایی هستن که سکوت کنن، و وقتی تو حرف می زنی بهت بگن قصه پرور &#8230; این جمله ها رو من روزی چند بار به خودم می گم. خلاصه اینکه حرفت رو خوب می فهمم چون مشکل خودم هم هست، اما زمانش رسیده که حساسیتمون رو کم کنیم و انرژی هامون رو جمع</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
