<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>Comments on: درد کدام است؟</title>
	<atom:link href="http://sayeh.nevesht.org/archives/589/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/589</link>
	<description></description>
	<pubDate>Tue, 06 Jan 2009 21:03:32 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.5.1</generator>
		<item>
		<title>By: a12f31fa</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/589#comment-2182</link>
		<dc:creator>a12f31fa</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/06/13/%d8%af%d8%b1%d8%af-%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#comment-2182</guid>
		<description>a12f31fa &lt;a href="http://www.a12f31fa.com" rel="nofollow"&gt;a12f31fa&lt;/a&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>a12f31fa <a href="http://www.a12f31fa.com" rel="nofollow">a12f31fa</a></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: مارات</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/589#comment-2181</link>
		<dc:creator>مارات</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/06/13/%d8%af%d8%b1%d8%af-%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#comment-2181</guid>
		<description>من هم با خواندن این نوشته ی شما گریه ام گرفت... البته از خنده ...تجمعی با حضور 50 نفر از دوستان که بعد از تمام شدن ان هیچ کسی از کس دیگر خبر ندارد...احتمالا از بستنی فروشان بپرسید شما رو راهنمایی می کنن...به قول یکی از ادمهای خرفت این روزگار...چه حالی داد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من هم با خواندن این نوشته ی شما گریه ام گرفت&#8230; البته از خنده &#8230;تجمعی با حضور ۵۰ نفر از دوستان که بعد از تمام شدن ان هیچ کسی از کس دیگر خبر ندارد&#8230;احتمالا از بستنی فروشان بپرسید شما رو راهنمایی می کنن&#8230;به قول یکی از ادمهای خرفت این روزگار&#8230;چه حالی داد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: لیلا</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/589#comment-2180</link>
		<dc:creator>لیلا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/06/13/%d8%af%d8%b1%d8%af-%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#comment-2180</guid>
		<description>داشتم عکسهای کسوف رو نگاه میکردم متاسفام برای خودم و برای همه که این خانومها!!!!!!! (همون پلیسهای زن)-حیف کلمه خانوم-که حتی عقلشون نمیکشه که این آدمها دارن برای حقوق مشترکشون با تو تجمع میکنن برای حقی که تو عرضه گرفتنشو نداری همون قانونی که به شوهر احمق تر ازخودت اجازه میده فقط به خاطر تمکین نکردن تو روطلاق بده!!!!
سایه عزیز دفعه پیش برات نظر گذاشتم که تو این بازی جنگ علیه ما مغلوبه است
الان هم همینو میگم اما مطمن باش من اگر بچه ام به دنیا اومد اونو جوری بار میارم که از اسم دین یا هر چی که رنگ و بوی مذهب بده بالا بیاره همون طور که خودم هستم 
این رسالت منه و بهش عمل میکنم
 دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت......</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>داشتم عکسهای کسوف رو نگاه میکردم متاسفام برای خودم و برای همه که این خانومها!!!!!!! (همون پلیسهای زن)-حیف کلمه خانوم-که حتی عقلشون نمیکشه که این آدمها دارن برای حقوق مشترکشون با تو تجمع میکنن برای حقی که تو عرضه گرفتنشو نداری همون قانونی که به شوهر احمق تر ازخودت اجازه میده فقط به خاطر تمکین نکردن تو روطلاق بده!!!!<br />
سایه عزیز دفعه پیش برات نظر گذاشتم که تو این بازی جنگ علیه ما مغلوبه است<br />
الان هم همینو میگم اما مطمن باش من اگر بچه ام به دنیا اومد اونو جوری بار میارم که از اسم دین یا هر چی که رنگ و بوی مذهب بده بالا بیاره همون طور که خودم هستم<br />
این رسالت منه و بهش عمل میکنم<br />
 دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت&#8230;&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: daniz</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/589#comment-2179</link>
		<dc:creator>daniz</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/06/13/%d8%af%d8%b1%d8%af-%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#comment-2179</guid>
		<description>سلام 
من هم دیروز مثل تو و دیگران اشک ریختم . اما ایمان دارم که یک روزی تاوان این کثافت کاریهایشان را خواهند داد. هر چند شاید من و تو این روز را نبینیم ......حیف از ایران؟!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
من هم دیروز مثل تو و دیگران اشک ریختم . اما ایمان دارم که یک روزی تاوان این کثافت کاریهایشان را خواهند داد. هر چند شاید من و تو این روز را نبینیم &#8230;&#8230;حیف از ایران؟!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: الهام</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/589#comment-2178</link>
		<dc:creator>الهام</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/06/13/%d8%af%d8%b1%d8%af-%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#comment-2178</guid>
		<description>همه که مثل هم نیستن!! اما یه جورایی منم حس تو رو دارم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>همه که مثل هم نیستن!! اما یه جورایی منم حس تو رو دارم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: cheshmhaye-baraghe-tu</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/589#comment-2177</link>
		<dc:creator>cheshmhaye-baraghe-tu</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/06/13/%d8%af%d8%b1%d8%af-%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#comment-2177</guid>
		<description>سیر سیرم از مشت و لگد!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سیر سیرم از مشت و لگد!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: قاصدک*</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/589#comment-2176</link>
		<dc:creator>قاصدک*</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/06/13/%d8%af%d8%b1%d8%af-%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#comment-2176</guid>
		<description>چندین سال پیش جشنواره‌ی ویناله بود و فیلم سلام سینمای مخملباف اکران‌ می‌شد. سینما تقریبآ پر از جماعت ایرانی بود. یادم نمی‌رود درست همان جاهایی که من بغض می‌کردم خیلی‌ها می‌خندیدند. جایی که من زدم زیر گریه صدای قهقهه‌ها به آسمان رفته بود. آن روز خیلی غمگین شدم. حالا سال‌ها گذشته است و بارها و بارها همان اتفاق در زمان‌ها و مکان‌های دیگر رخ داده است. حالا می‌دانم حساسیت‌ها متفاوتند. حالا می‌دانم بعضی‌ها حساس نیستند، حساسیت ندارند. ایران برایشان محل تولد است، جایی که می‌شود دو هفته در سال عشق و حال کرد و جنس ارزان خرید و پز دلار داد. میان حرف‌ها کلمات نچسب فرنگی به کار برد و دست آخر هم گفت خلایق هر چه لایق و واه واه و اه اه و پیف پیف...
حالا شده است حکایت خیلی از وبلاگ‌ها...
نمی‌دانم کتی جانم...حالا دیگر غمگین نمی‌شوم. حالا فقط تلخ می‌شوم.
تلخ تلخ تلخ....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چندین سال پیش جشنواره‌ی ویناله بود و فیلم سلام سینمای مخملباف اکران‌ می‌شد. سینما تقریبآ پر از جماعت ایرانی بود. یادم نمی‌رود درست همان جاهایی که من بغض می‌کردم خیلی‌ها می‌خندیدند. جایی که من زدم زیر گریه صدای قهقهه‌ها به آسمان رفته بود. آن روز خیلی غمگین شدم. حالا سال‌ها گذشته است و بارها و بارها همان اتفاق در زمان‌ها و مکان‌های دیگر رخ داده است. حالا می‌دانم حساسیت‌ها متفاوتند. حالا می‌دانم بعضی‌ها حساس نیستند، حساسیت ندارند. ایران برایشان محل تولد است، جایی که می‌شود دو هفته در سال عشق و حال کرد و جنس ارزان خرید و پز دلار داد. میان حرف‌ها کلمات نچسب فرنگی به کار برد و دست آخر هم گفت خلایق هر چه لایق و واه واه و اه اه و پیف پیف&#8230;<br />
حالا شده است حکایت خیلی از وبلاگ‌ها&#8230;<br />
نمی‌دانم کتی جانم&#8230;حالا دیگر غمگین نمی‌شوم. حالا فقط تلخ می‌شوم.<br />
تلخ تلخ تلخ&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: سایه</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/589#comment-2175</link>
		<dc:creator>سایه</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/06/13/%d8%af%d8%b1%d8%af-%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#comment-2175</guid>
		<description>سرزمین رویایی:
لینک هایی  که این کنار هست، همه یا دوست هستند یا حتما در خیلی موارد با آنها دید و احساس مشترکی دارم. من رودربایستی ندارم و وبلاگی را که نوشته‌هایش مرا اذیت کند، خیلی زود حذف می‌کنم. ولی دلم خواست به بعضی دوستان بگویم که بی تفاوتی عمدی شان خوشایند نیست یا لااقل خوشایند من نیست.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سرزمین رویایی:<br />
لینک هایی  که این کنار هست، همه یا دوست هستند یا حتما در خیلی موارد با آنها دید و احساس مشترکی دارم. من رودربایستی ندارم و وبلاگی را که نوشته‌هایش مرا اذیت کند، خیلی زود حذف می‌کنم. ولی دلم خواست به بعضی دوستان بگویم که بی تفاوتی عمدی شان خوشایند نیست یا لااقل خوشایند من نیست.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: BaHaar</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/589#comment-2174</link>
		<dc:creator>BaHaar</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/06/13/%d8%af%d8%b1%d8%af-%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#comment-2174</guid>
		<description>ای وای گفتی ... منهم ای لجم گرفت ای غم دلم رو گرفت ای  حالم بد شد  وقتی  روی بلاگها به امید خبر کلیک میکردم و میدیدم یارو راجع فوتبال نوشته و  تحلیل بازی شب قبل رو نوشته  ! واین که از بازی فلانی خوشش نیومد و از بهمانی خوشش اومد !! حرصم بیشتر میشد وقتی نویسندهء گوگولی مگولی  بلاگ  خبرنگار هم بود !! مثل این که کسی یک لیوان آب یخ بپاشه تو صورتم .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ای وای گفتی &#8230; منهم ای لجم گرفت ای غم دلم رو گرفت ای  حالم بد شد  وقتی  روی بلاگها به امید خبر کلیک میکردم و میدیدم یارو راجع فوتبال نوشته و  تحلیل بازی شب قبل رو نوشته  ! واین که از بازی فلانی خوشش نیومد و از بهمانی خوشش اومد !! حرصم بیشتر میشد وقتی نویسندهء گوگولی مگولی  بلاگ  خبرنگار هم بود !! مثل این که کسی یک لیوان آب یخ بپاشه تو صورتم .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: سایه</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/589#comment-2173</link>
		<dc:creator>سایه</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/06/13/%d8%af%d8%b1%d8%af-%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#comment-2173</guid>
		<description>کامران جان. امیدوارم به خودت نگرفته باشی که البته می دانم نگرفته ای. 
یک سری از وبلاگها و اصولا آدم ها نسبت به هر پدیده اجتماعی بی تفاوتی خاصی دارند. غافل از این  که هر پدیده اجتماعی یا سیاسی یک روزی در زندگی شخصی خودشان موثر بوده یا خواهد بود. این نوع بی تفاوتی یک مشخصه نیست که از کنارش راحت بگذریم، یک معضل است.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کامران جان. امیدوارم به خودت نگرفته باشی که البته می دانم نگرفته ای.<br />
یک سری از وبلاگها و اصولا آدم ها نسبت به هر پدیده اجتماعی بی تفاوتی خاصی دارند. غافل از این  که هر پدیده اجتماعی یا سیاسی یک روزی در زندگی شخصی خودشان موثر بوده یا خواهد بود. این نوع بی تفاوتی یک مشخصه نیست که از کنارش راحت بگذریم، یک معضل است.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
