فوتبال ۳
فوتبال را در یک جمع غریب تماشا کردم. یک نفر اهل سومالی و دو تا کانادایی و یک اسکاتلندی. کاناداییها و سومالیایی هوادار ایران بودند. اسکاتلندی، دشمن ایران. حرفها و واکنشهایشان برایم خیلی جالب بود. آخر بازی، همهشان داشتند در مورد”علی دایی” حرف میزدندو میگفتند “این یارویی که راه میرفت و توپها را از دست میداد.”
احتمالا بهخاطر بودن بین همین جمع بود که حالم آنقدرها که انتظار داشتم، خراب نیست. در طول بازی و بعد از آن دائم به این فکر میکردم که چهقدر پدیدهای مثل فوتبال میتواند موثر باشد در ایجاد ارتباط و تبادل نظرات با آدم هایی کاملا جدید در یک محیط جدید و غریبه.
خرداد ۲۴م, ۱۳۸۵ at ۳:۵۵ ق.ظ
doroste ! hata onha ham fahmidan ali daee to zamin dashte rah mirafte vali in brankoi nafahmid