نون و پنیر و سبزی
سریال هزاردستان را یادتان هست؟ یک قسمتی داشت که عدهای از مردم شورش میکردند. الان دلیل و حتی زمانش را یادم نیست که عهد کدام شاه بود و علیه چه چیزی. فقط شعارشان را یادم هست که قسمت اولش برای جور بودن قافیه با “نون و پنیر و سبزی” شروع میشد. اول یک عده آمدند و شعار را کامل دادند. بعد یک عده دیگر به آنها پیوستند و همان “نون و پنیر و سبزی” اولاش را هی با داد و بیداد تکرار کردند. نه پرسیدند که ادامه شعار چیست و نه پرسیدند که دلیل تجمع چیست. فقط عصبانی بودند و لابد گرسنه و خسته. شورش هم البته به جایی نرسید.
شورشهای اینچنینی معمولا کور است و قرار نیست به جایی برسد. یک زمانی در قزوین چنین شورشی شد، یک بار در اراک و یک بار هم در اسلامشهر. معمولا هم از یک موضوع کوچک مثل “سوسک”شروع میشود و تنها کاری که می کند، قربانی میگیرد. مالی و جانی. مصیبت این است که ضربههای اصلی به کسانی میخورد که دیوارشان از همه کوتاهتر است، مثلا روزنامه نگارند یا کاریکاتوریست. مثل: “مانا نیستانی” که حالا بیدلیل گرفتار شده است.
پی نوشت: احتمالا تنها کسانی که این وسط خوشحالاند، فسیلهای شبکه های لوس آنجلسی هستند که سی سال است به انتظار انقلاب مدل پنجاه و هفتی نشستهاند. پیر هستند دیگر. بگذارید خوشحال باشند. یک وقت زنگ نزنید اطلاعات دروغ بدهید و سربه سرشان بگذارید.
پراکنده هایی در مورد کاریکاتور روزنامه ایران
در مورد آن کاریکاتور جنجالی
شعبان بی مخ ها
مملکت گل و بلبل و یادی از میزان هوش شاهنشاه
راستی شما خنده تان نمیگیرد…؟
مسبب اصلی پیش آمدن وضع موجود خود شما هستید.
خرداد ۳م, ۱۳۸۵ at ۱:۱۲ ب.ظ
دستت درست به خاطر لینک دومی که در لینک دانی گذاشتی. روزم را ساختی
خرداد ۳م, ۱۳۸۵ at ۸:۳۵ ب.ظ
سلام وبلاگ قشنگی داری ! دستت درد نکنه من تازه اومدم این طرفها به من هم سر بزن لینکتو دادم ! یادت نره لینک منم بدی . قربانت بای
خرداد ۶م, ۱۳۸۵ at ۲:۵۰ ب.ظ
دوستان عزیز،یه نظری بندازین
http://www.iran-chabar.de/article.jsp?essayId=3230