به پریسا
و به رعنا
به پاس دوستی

همیشه همین طور بوده است،
کلماتِ ساده … میآیند،
زندگی میکنند و میمیرند،
تا ترانهی تازهای زاده شود.
همیشه همینطور بوده است،
قطرات تشنه … میآیند.
زندگی میکنند و میمیرند،
تا ابرک بنفشهپوشِ اُردیبهشتی شاید.
همیشه همینطور بوده است،
شاعرانِ بزرگ … میآیند
زندگی میکنند و میمیرند،
تا ردپای گرم دیگری … بر برف!
و ما همه میآییم، زندگی میکنیم،
و گاهی از دور، دستی برای هم تکان میدهیم و میمیریم.
تمامِ زندگی همین است!
حالا به نشانی شیراز برو ببین از غیبِ این لِسانِ ساده
چه می وزد از واژههایِ این وَرا …!
شعر از: سید علی صالحی - یوما آنادا
اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۳۹ ق.ظ
اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۸۵ at ۱:۵۶ ق.ظ
به قول مادربزرگم:
ما می آییم، زندگی می کنیم و دشمنانمان می میرند.
حیف که خودش نیست ببینه!