شانس برای ج.ا
یک نفر اومده بود برای این پست خورشیدخانوم کامنت گذاشته بود که “اگه رای نمیدادی، این بلا سرت نمیاومد. “من هم احساس با حالی کردم و مثلا اومدم خوشمزگی کنم، رفتم نوشتم که “راست میگه صنم جون، اینا همه مال رای دادنه!”
حالا چی شده؟ رفتم دیدم یه خانوم هوشمند اومده تو وبلاگ خانوم دکتر(حوصله لینک دادن به این یکی رو ندارم)، کامنت گذاشته که “کتایون مقدم، نویسنده وبلاگ سایه، تایید میکند که رای دادن خانم دولتشاهی و فعالیتهای ضد تحریم او، سبب افشای رابطه او با رژیم شده است!!!!!!”
من آخه به این آدم چی بگم؟ اینها با این میزان دقت و هوشمندی چه طور ادعای مبارزه و صدور دموکراسی دارن ؟ به نظر من که این مدل اپوزیسیون به جای خطر، شانس محسوب میشه!
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۵ at ۲:۱۳ ق.ظ
این دیگه آخرش بود. موندم از این همه هوش و ذکاوت.
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۵ at ۴:۱۸ ق.ظ
وااااااااااای کتی مردم از خنده!! خیلی خدا بود!! آخه چرا افشاگری می کنی؟! بابا من به تو اعتماد کردم! اینهمه پول ها رو با تو تقسیم کردم. این بود رسمش؟!!! :)))))))))
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۵ at ۵:۳۶ ق.ظ
سایه جان نوشتم.
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۵ at ۵:۳۷ ق.ظ
می گم راستی کاشکی حوصله نمی کردی اون اولی رو هم لینک نمی دادی، چون لینکش کار نمی کنه!
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۵ at ۵:۴۲ ق.ظ
:))
باعث تاسف ِ که هنوز هم هستند کسایی که روابط و شوخی های تو وبلاگستان رو نمی شناسن.
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۵ at ۲:۵۹ ب.ظ
دیدی گفتم نرو . دیدی گفتم با هر کسی نچرخ. بیا حالا رابطه پنهانیت افشا شد. همینو می خواستی؟!!!!!
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۵ at ۳:۴۱ ب.ظ
کتی جون عجب اون دیگه “الدنگ” بوده. این فحشمورد علاقه ی پدر بزرگ من بود که من اردات خاصی به این فحش دارم. های ی ی ی ششم حال اومد. یه چیز دیگه هم می گفتیم؟چی بود؟بادمجون دور قاب چین. طرف ببین چطوری دویده که زودتر خبررسانی کنه ها. فکرکرده بوده که گنج پیدا کرده و کشف بزرگش رو به اطلاع رسونده!!!!!
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۵ at ۴:۴۴ ب.ظ
مرسی سایه جان. من به دل نگرفتم عزیزم. بهرحال ممنون. به شما هم با اجازه لینک دادم.
اردیبهشت ۲م, ۱۳۸۵ at ۱:۰۷ ب.ظ
رسمن دیوونه استا !
اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۵ at ۱:۰۴ ق.ظ
سایه جان مطالبتان ساده و دلنشین است گرم گرم بر عکس هوای کانادا(البته نه همه جا)