بهارانه

سبزه من دستآخر خوب از کار در نیامد. یک جورهایی تنک و کم پشت شده است! به همه گفتم ایراد از عدساش بوده است، عین آن دفعه که ایراد خورش قیمه را گردن لپه انداختم. به هر حال همین سبزه را گذاشتم کنار سینهای دیگر، روی ترمه قدیمی مادربزرگ تا هفت سینم هفت سین بشود. امیدوارم هفت سین شما هم به راه باشد و عید و بهارتان خرم. امسال برای کسی تبریک نوروز نفرستادم، دیدم همه آنهایی که دلم میخواهد عیدشان مبارک باشد، خواننده این وبلاگند. پس از همین جا میگویم عید همگی مبارک.
پی نوشت اول: این پی نوشت از خود نوشته مهم تر است. رفیق یکدل دوست داشتنی ام یک نوشته بیبدیل نوشته است که تا الان هزار و یک بار خواندمش. اینجا می نویسم تا بدانم و بداند که خودم را برای خیلی روزها و لحظههای زندگی بدهکار او میدانم.
پینوشت دوم: این پینوشت زیاد مهم نیست. من دارم میروم توی آشپزخانه تا برای اولین بار دست به یک عدد ماهی سفید بزنم. فلسهایش کنده شده و داخل شکمش تمیز است، با اینحال از این که مجبورم سرش را جدا کنم به شدت احساس بدی دارم. از دیشب تا الان خیال میکنم که زل زده و مرا نگاه میکند.
اسفند ۲۸م, ۱۳۸۴ at ۹:۱۱ ب.ظ
سلام سایه جونم… ممنونم از محبتت… نوروز و بهار به تو و عزیزانت مبارک باشه
اسفند ۲۸م, ۱۳۸۴ at ۹:۱۲ ب.ظ
راستی این نقاشی ۷ سین خیلی خوشگله
اسفند ۲۸م, ۱۳۸۴ at ۹:۲۴ ب.ظ
عید شما مبارک
سال خوبی پیش رویتان باد
اسفند ۲۸م, ۱۳۸۴ at ۱۱:۴۳ ب.ظ
سلام، سال نو مبارک …نوشته هایتان را تصادفا دیدم، جالب مینویسید… اینقدر در مورد ماهی سخت نگیرید… از ماهی پلوی شب عید که نمیشه گذشت، میشه ؟!
اسفند ۲۹م, ۱۳۸۴ at ۲:۴۰ ق.ظ
خانوم سال نو و بهارت مبارک باشه
امیدوارم هرسال توی این سرزمین جدید بتونی احساس عید رو درونت مثل قبل حس کنی و سفره هفت سین قشنگی رو بچینی. سلامت و شاد باشی در سال جدید.
اسفند ۲۹م, ۱۳۸۴ at ۴:۵۵ ق.ظ
khob mahie ro ba sar bepaz!khoshgel tar ham hast:d albate age mogheye khordan halet beham nemikhore:d
اسفند ۲۹م, ۱۳۸۴ at ۷:۰۸ ق.ظ
نوروزت مبارک کتی جان
اسفند ۲۹م, ۱۳۸۴ at ۱۰:۰۳ ق.ظ
نوروز مبارک
اسفند ۲۹م, ۱۳۸۴ at ۳:۵۹ ب.ظ
فامیل رشتی نداری که کله ماهی بخوره؟!!!
اسفند ۲۹م, ۱۳۸۴ at ۱۰:۳۳ ب.ظ
کندن کله ماهی مرده که کاری نداره. من امروز ۱۰ تا بچخ موش دو روزه کشتم (با قطع کرن سرشون) بعد هم مغز و استخون کله شون رو درآوردم. کوچولو بودن و صورتی و قلبشون تند تند میزد و دهنشونو باز و بسته میکردن.
سال خوبی داشته باشی هانی جون!!!! اون سبزی پلو ماهی رو هم که خوردی جای منو خالی کن!
فروردین ۱م, ۱۳۸۵ at ۶:۰۷ ق.ظ
خانم جان لطیف ترین پیام نوروزی را در کامنتهای این پست شما خواندم!
نوروز بر همگی مبارک
بعله…همان پیام مهناز خانم را عرض میکنم.
میبینید که سر بریدن ماهی مرده، به این ترتیب چقدر آسانتر میشود!
از حسن توجه و لطف آن مقام محترم هم سپاسگزارم. مراتب به صاحب سفره ابلاغ گردید و یک ساعت بعد با کمک دو گیرهی لباس موفق شدم “لبخند” رضایتآمیزشان را بطریق مقتضی اصلاحات نمایم!
فروردین ۱م, ۱۳۸۵ at ۸:۳۹ ق.ظ
یار دبستانی من…خودت می دونی که چقدر دوستت دارم و برات آرزوی بهترینها رو می کنم. هرروزت نوروز باشه و دلتنگیهات هم کمتر و کمتر بشه، هرچند که می دونم سخته.
مهربان همسر کلی بهت سلام می رسونه و سال نو رو بهت تبریک می گه.
منهم سه روزه که یک گریپ وحشتناک گرفتم؛ دماغم مثل این دلقکها شده. همه حاجی فیروز دارن، ما دلقک داشتیم.
دوست دارم و دلم برات تنگه.
تک سلولی را بماچ و تبریکات صمیمانه ما رو بهش برسون.
فروردین ۱م, ۱۳۸۵ at ۳:۳۰ ب.ظ
سال نو مبارک….من احیانا حال ای میل زدن ندارم….اورکاتم فیلتره دیگه!
فروردین ۱م, ۱۳۸۵ at ۳:۳۲ ب.ظ
ولی حالا شایدم یه ایمیل زدم!
فروردین ۲م, ۱۳۸۵ at ۷:۱۴ ق.ظ
سایه جان
سلام و سال نو مبارک.
از لطف تو و احمدرضای عزیز ممنونم ولی خودمونیم این وبلاگ هم برای خودش یه کار تموم وقته.
فروردین ۳م, ۱۳۸۵ at ۲:۴۲ ب.ظ
سلام سال نوتون مبارک
به جان خودم ۱۰ بار اومدم گوشی رو برداشتم که بهتون زنگ بزنم ولی هی ترسیدم که اونجا بد وقت باشه ! در ضمن تجربه شد که دیگه قبل از غذا تو کامنتدونت نیام ! چه اتفاقات خشنی میفته اینجا !!
فروردین ۴م, ۱۳۸۵ at ۱۰:۴۲ ق.ظ
سال جدید مبارک
با آرزوی بهترین ها
فروردین ۴م, ۱۳۸۵ at ۲:۰۹ ب.ظ
سال نو مبارک رفیق کتی جانم… امید داشتم امسال با رفیق سیب زمینی همسایه تون بشیم.. اما امان از دست این همشهری هاتون!
به احمد رضا خیلی سلام من رو برسان و عید رو تبریک بگو.. و بخاطر زحماتی که بهشون دادم تشکر کن.. به امید دیدار… 
فروردین ۷م, ۱۳۸۵ at ۴:۴۶ ق.ظ
saae not hesaabi mobaarak