….
نه، عید اینطوری نمی آید. مطمئن هستم که نمی آید. عید فقط وقتی می آید که پدرم یک روز از کار پر دردسرش را تعطیل کند، جعبه سیاه چرمیاش را بیرون بیاورد، خاکش را بگیرد، صفحههای دوران جوانیاش را مرور کند و یکیشان را بگذارد داخل آن گرامافون سونی با عظمت، بعد شروع کند به یکی یکی تمیز کردن مجسمههایش، با دقت، با وسواس، انگار که بچههایش را تر و خشک میکند. همه را برق بیندازد برای روزهای عید که خانه ما پر و خالی میشود از مهمان.
من هم همان دور و برها بچرخم، کتاب به دست، با دلشوره امتحان ثلث، کمتر درس بخوانم و بیشتر به بهار فکر کنم و گاهی هم سرکی توی کوچه بکشم به تماشای پسرها که بیخیال فوتبال بازی میکنند.
عید همان است، همان بود، همان روزها. نه امروز. امروز که من حسرت آن گرامافون را می کشم که با غفلت من برای همیشه از آن خانه رفت. امروز که حسرت آن مجسمه های دوست داشتنی را می کشم که چرا یکیشان را اینجا با خودم ندارم که حالا دستی بکشم به سر و رویش که یعنی من هم خانه تکانی کردهام. امروز که نشستهام و به همه عیدهای گذشته فکر میکنم و به آدمهایی که بر نمی گردند.
اسفند ۲۶م, ۱۳۸۴ at ۱:۰۱ ق.ظ
جان دلم…
اسفند ۲۶م, ۱۳۸۴ at ۲:۰۰ ق.ظ
فمینیسم فرق زیادی با راسیسم یا فاشیسم نداره، تفاوتش اینه که این بار زیر مانتو، روسری ، تاپ و … خودشو پنهان کرده. در ضمن من اشتباهی اینجا اومدم…شرمنده
اسفند ۲۶م, ۱۳۸۴ at ۴:۳۵ ق.ظ
در عوض حسابی گردو خاک خاطراتت را تکاندی و برای روزهای عید برقشان انداختی…
اسفند ۲۶م, ۱۳۸۴ at ۶:۳۶ ق.ظ
فردا می خواهیم تو باغچه گل بکاریم….می خواهم دو تا بنفشه مخملی و ناز به یاد تو و عیال مربوطه(چشمک) بکارم…دوستت دارم دخمره:)
اسفند ۲۶م, ۱۳۸۴ at ۱۰:۵۱ ق.ظ
یک روز خود ما هم آن سوی پل خواهیم بود..
کاش می شد یک جوری دلتنگی ات را از تو گرفت..
اسفند ۲۶م, ۱۳۸۴ at ۸:۴۳ ب.ظ
کتی خانوم جان ! عید می آید . بدون آن گرامافون سونی . بدون آن مجسمه ها . بدون تماشای پسر بچه ها… ای کاش یاد پدر شاد باشد … عید تو هم مبارک .
اسفند ۲۶م, ۱۳۸۴ at ۹:۰۶ ب.ظ
اگر پدر و مادر ها هم همین فکر رو میکردن، کی ما عید رو میدیدیم.
بیاین هرچه قبلیها به ما دادند؛ چیزی بهش اضافه کنیم و به بعدیها بدیم.
عیدت مبارک!
اسفند ۲۷م, ۱۳۸۴ at ۶:۱۰ ق.ظ
hameh chiz ro too khodet dari va kheili chiz hayeh digeh ke shayad hanooz be fekreshoon nayoftadi
اسفند ۲۷م, ۱۳۸۴ at ۶:۲۸ ق.ظ
fekr mikardam adamaye khatere bazi mese khodam dige ziad nistan ba in roozmaregi ke toosh gir kardim.vali ba khoondane chand ta weblogi ke darbareye eyd neveshte boodan didam messe inke bad nasle khatere bazi shodim.
اسفند ۲۷م, ۱۳۸۴ at ۸:۵۷ ب.ظ
bad be man migy nostalojist?joon har ki ke doost dari inja maro yade inchiza nandaz,khodmon sartapa roozeam gerye kon nadaram,
اسفند ۲۷م, ۱۳۸۴ at ۸:۵۸ ب.ظ
bad be man migy nostalojist?joon har ki ke doost dari inja maro yade inchiza nandaz,khodmon sartapa roozeam gerye kon nadaram,
اسفند ۲۷م, ۱۳۸۴ at ۱۱:۱۸ ب.ظ
آره یادش بخیر اون روزا عید یه حال و هوای دیگه داشت
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۵ at ۷:۲۴ ق.ظ
katy jan salam,
man parisa hastam, age yadet bashe dooste doran rahnamee, hamoon ke nesfe kelas ro poshte dar migzaroond chon mosalmoon nabood. nemikham fozooli karde basham doostam webloget ro mikhoond behem goft ke bekhoonam, akhe manam gahi minevisam, fagaht konjkav shodam , pedaret chi shodan? faghat konjkavi nist kami ham darde moshtarake. age hal dashti baram be emailam javab bede. ghroboonet, parisa.