<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>Comments on: ما نمی‌خواهیم در آفساید باشیم.</title>
	<atom:link href="http://sayeh.nevesht.org/archives/538/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/538</link>
	<description></description>
	<pubDate>Tue, 06 Jan 2009 21:25:23 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.5.1</generator>
		<item>
		<title>By: marjan</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/538#comment-1872</link>
		<dc:creator>marjan</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/03/01/%d9%85%d8%a7-%d9%86%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%81%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85/#comment-1872</guid>
		<description>راستش از نوشتنت خوشم اومد. از حاشیه ای که نوشتی و از رقصین دوران بچگی ات و از تجارت زعفران... به هر حال خوشحالم که کسی رو کتک نزدن و یا دستگیر نکردن.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>راستش از نوشتنت خوشم اومد. از حاشیه ای که نوشتی و از رقصین دوران بچگی ات و از تجارت زعفران&#8230; به هر حال خوشحالم که کسی رو کتک نزدن و یا دستگیر نکردن.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: sepehr</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/538#comment-1871</link>
		<dc:creator>sepehr</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/03/01/%d9%85%d8%a7-%d9%86%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%81%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85/#comment-1871</guid>
		<description>به شما افتخار میکنیم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به شما افتخار میکنیم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: آرش</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/538#comment-1870</link>
		<dc:creator>آرش</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/03/01/%d9%85%d8%a7-%d9%86%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%81%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85/#comment-1870</guid>
		<description>پرچمی که تو بر دوش می کشی!


باد حیران است
وقتی که می وزد بر پرچمی که تو بردوش می کشی،
وانگاه که می نوازد بر گونه های تو -
                                             که بر آن مهر وطن نقش شده با پرچم سه رنگ!

نغمه های قلب شما در باد فشرده خواهد شد
و دیوارهای «جدایی» را فروخواهد ریخت!
آن روز دور نیست: 
کهکشان راه شیری خواهد لرزید،
وقتی که در استادیوم هفتاد میلیونی
«آزادی» را به شادی نشسته اید!


نگاه کن
یک دوجین تابوت
برمی گردانند به حجره های ظلمت و متروک
جنازه های کفن شده
در جهالت هزار ساله را...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>پرچمی که تو بر دوش می کشی!</p>
<p>باد حیران است<br />
وقتی که می وزد بر پرچمی که تو بردوش می کشی،<br />
وانگاه که می نوازد بر گونه های تو -<br />
                                             که بر آن مهر وطن نقش شده با پرچم سه رنگ!</p>
<p>نغمه های قلب شما در باد فشرده خواهد شد<br />
و دیوارهای «جدایی» را فروخواهد ریخت!<br />
آن روز دور نیست:<br />
کهکشان راه شیری خواهد لرزید،<br />
وقتی که در استادیوم هفتاد میلیونی<br />
«آزادی» را به شادی نشسته اید!</p>
<p>نگاه کن<br />
یک دوجین تابوت<br />
برمی گردانند به حجره های ظلمت و متروک<br />
جنازه های کفن شده<br />
در جهالت هزار ساله را&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: keyvan</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/538#comment-1869</link>
		<dc:creator>keyvan</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/03/01/%d9%85%d8%a7-%d9%86%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%81%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85/#comment-1869</guid>
		<description>fagt ek chzi
 barnde bazy zanan irany boden
 zenbad</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>fagt ek chzi<br />
 barnde bazy zanan irany boden<br />
 zenbad</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: احسان</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/538#comment-1868</link>
		<dc:creator>احسان</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/03/01/%d9%85%d8%a7-%d9%86%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%81%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85/#comment-1868</guid>
		<description>سلام
دوست گرامی من از همان 100000 پسری هستم که ورزشگاه و باشگاه و خیابون و سینما و ... مال ماست.ولی تو رو خدا برای احقاق حقوقمون تخم نفرت نکاریم.تواین جامعه هزاران سال مرد سالاری بوده اما الان دیگه شرایط عوض شده.خواهش میکنم به مردها و پسرا به چشم دشمن نیگا نکنید.این نمونه ای که پیش اومده مثل صد ها موردیه که این ملت باید با چنگ و دندون به دست بیاره.من از اونائیم که به هیچ کس شعار مرگ نمیدم (سیاسی حرف نمی زنم و اصلا مسئله اصلی ایران رو سیاسی نمیدونم)ما مشکلاتمون از جاهای عمیق تریه که باید با صبر و متانت و شعور و پشتکار ،اونا رو حل کنیم.به خدا مردا هم تو این جامعه اسیر یه سری پایان ناپذیر مشکلاتی هستن که تو جوامع دیگه از حقوق اولیه هست.اما چیزی که منو امید وار میکنه اینه که اونا هم قبلا وضعشون اینجور نبوده و کم و بیش مسائل ما رو داشتن. به هر حال دوست عزیز و همه دخترا و زنای ایران بدونید ما هم در کنار شما هستیم (و بهتره بگم ما همه ملت ایران در کنار هم هستیم) به امید بهروزی ایران و ایرانی 

(برام میل بزنین لطفا)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
دوست گرامی من از همان ۱۰۰۰۰۰ پسری هستم که ورزشگاه و باشگاه و خیابون و سینما و &#8230; مال ماست.ولی تو رو خدا برای احقاق حقوقمون تخم نفرت نکاریم.تواین جامعه هزاران سال مرد سالاری بوده اما الان دیگه شرایط عوض شده.خواهش میکنم به مردها و پسرا به چشم دشمن نیگا نکنید.این نمونه ای که پیش اومده مثل صد ها موردیه که این ملت باید با چنگ و دندون به دست بیاره.من از اونائیم که به هیچ کس شعار مرگ نمیدم (سیاسی حرف نمی زنم و اصلا مسئله اصلی ایران رو سیاسی نمیدونم)ما مشکلاتمون از جاهای عمیق تریه که باید با صبر و متانت و شعور و پشتکار ،اونا رو حل کنیم.به خدا مردا هم تو این جامعه اسیر یه سری پایان ناپذیر مشکلاتی هستن که تو جوامع دیگه از حقوق اولیه هست.اما چیزی که منو امید وار میکنه اینه که اونا هم قبلا وضعشون اینجور نبوده و کم و بیش مسائل ما رو داشتن. به هر حال دوست عزیز و همه دخترا و زنای ایران بدونید ما هم در کنار شما هستیم (و بهتره بگم ما همه ملت ایران در کنار هم هستیم) به امید بهروزی ایران و ایرانی </p>
<p>(برام میل بزنین لطفا)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: نارنج</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/538#comment-1867</link>
		<dc:creator>نارنج</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/03/01/%d9%85%d8%a7-%d9%86%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%81%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85/#comment-1867</guid>
		<description>منو شرمنده می کنی. شماها بعضیاتون اونقدر خوبین که آدم لوس و بد عادت می شه.  معلومه که می خونم. با سر هم می خونم. گفتم که آدم نجوشی هستم. سر و صدام در نمی یاد. وگرنه مدام این دور و ورام. آهان! خجالتی هم هستم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>منو شرمنده می کنی. شماها بعضیاتون اونقدر خوبین که آدم لوس و بد عادت می شه.  معلومه که می خونم. با سر هم می خونم. گفتم که آدم نجوشی هستم. سر و صدام در نمی یاد. وگرنه مدام این دور و ورام. آهان! خجالتی هم هستم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: نارنج</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/538#comment-1866</link>
		<dc:creator>نارنج</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2006/03/01/%d9%85%d8%a7-%d9%86%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%81%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85/#comment-1866</guid>
		<description>من که بودم از ترس این قرشمالا نمی رفتم استادیوم. اگه ببرنمون جایی که عرب نی انداخت چی؟ بچه هام بی مادر بشن که چی؟ اینا که رحم ندارن. استاندارد ندارن. به چیزی هم معتقد نیستن. هستن؟ مگه می شه با اینا طرف شد؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من که بودم از ترس این قرشمالا نمی رفتم استادیوم. اگه ببرنمون جایی که عرب نی انداخت چی؟ بچه هام بی مادر بشن که چی؟ اینا که رحم ندارن. استاندارد ندارن. به چیزی هم معتقد نیستن. هستن؟ مگه می شه با اینا طرف شد؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
