بدانید و آگاه باشید که راننده اتوبوسهای شهر ما قرار است برای ابراز حمایت از رانندههای شرکت واحد بیانیه صادر کنند و کمک مالی جمع کنند. مسبب این اقدام هم یک خانم ایرانی است که سالهاست اینجا راننده اتوبوس است. خانم فروغ حسنی بعد از مذاکره با سایر راننده های ایرانی، سعی دارد نظر شرکت اتوبوس رانی اتاوا را به این حرکت جلب کند.
خیلی دلم میخواهد این خانم را ببینم و به او بگویم چهقدر برای تلاشی که میکند احترام قائلم. بعضی آدمها یک عمر حرف میزنند وخودشان را فعال سیاسی و عشق میهن و…معرفی میکنند، ولی در عمل به اندازه یک سر سوزن تاثیر گذار نیستند. بعضی های دیگر اما آنچه که از دستشان بر بیاید میکنند، بی ذرهای ادعا و بی آن که طلبکار دیگران باشند.
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۴ at ۱:۰۳ ق.ظ
خیلی کیف کردم. من با همه وجود به کسانی که بی هارت و پورت و آی من ال کردم وبل کردم کاری عملی و تاثیر گذارانجام می دهند احترام می گذارم. کاش بتونی این خانم را ببینی و باهاش گفتگوی کوتاهی انجام بدی کتی. جامعه ما به حرف نیازی نداره،آدمهای عملگرای معقول نیاز دارد که تو دام افراط و تفریط و همه خائن هستند جز من نیافتاده اند. . به آدم هایی نیازدارد که با درک درست و عمیق روحیات و مقتضیات ایران و مردم ایران به دنبال اعمال تغییرات آهسته و پیوسته هستند. همین هست که من برای اشخاصی چون شیرین عبادی فوق العاده احترام قائلم.
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۴ at ۱:۴۰ ق.ظ
آخ ددم یاندی…بعد این خانوم وبلاگ نداره که توش بیانیه صادر کنه و چپ و راست به خودش و پسرخاله اش و بر و بکسشون لینک بده؟ از این وبلاگ رنگ وارنگی ها که هر که از ماست با ماست و هر که از ما نیست بره گور مرگش؟ از این ها که توش می شی اند کوشنده گی و آخر حقوق بشر و خداوندگار مطالبات زنان؟
چرا پس؟ کتی جانم حالا چه کنیم, چه کار کنیم؟ یه چیزی بدین پاره کنیم….
اصلن من می گم بیا این فرناز را بلاکش کن نتونه برات کامنت بگذاره! این هم خودش کاریه…تا این امشاس خانوم باشه دیگه از شیرین خانوم اینا دفاع نکنه به جاش بره بگه حیف که آکادمی مورد نظر ما را نمی شناخت وگرنه صلح نوبل که هیچی اسکار بهترین هنرپیشه را هم می دادن به صاحب وبلاگ مورد نظر…
ای ی ی….
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۴ at ۴:۳۴ ق.ظ
چه عالی
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۴ at ۱:۱۵ ب.ظ
نه فتانه جان. وبلاگ نداره. حالا قرار هست که من یه پتیشن درست کنم و توش بنویسم :”فروغ خانوم باید وبلاگ دار شود.” بعد که وبلاگ دار شد، هی بهش لینک می دم تا معروف بشه، بعد که معروف شد، منتظر می شم که بره ایران. اگه گرفتنش، یه لوگو می سازم که:” فروغ خانوم آزاد باید گردد.” و به همه هم فحش می دم که چرا به یاد فروغ خانوم نیستن و بار غم های این زندانی فقط رو دوش منه. اگر هم دستگیرش نکردن، معلوم هست که مزدور و مواجب بگیر جمهوری اسلامی بوده و از اون به بعد هر دقیقه فحشش می دم. از این طریق یه یک سالی برای خودم سرگرمی حقوق بشری دست و پا می کنم. چطوره؟
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۴ at ۱:۵۵ ب.ظ
به نظر من کسانی مثل تو و فتانه و فرناز نباید به کسایی که مهم ترین کاری که تو زندگیشون کردن از دور تحریم کردن بوده حتی فکر کنن.
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۴ at ۲:۲۹ ب.ظ
سایه جان من خیلی نگران آرش هستم که هنوز نیومده در افشانی کنه و اطلاعات بده که یه کم بخندیم!
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۴ at ۷:۲۳ ق.ظ
کاش می شد که این خانم را پیدا کرد. سایه جان: هستی بریم دنبالش یک مصاحبه باهاش بکنیم؟ من والله به رادیو فردا زیاد اطمینان ندارم و گزارشاشون حرصم رو در می یاره.
در ضمن با نظرات تو و قاصدک و فرناز هم موافقم. وبلاگ “حمایت از فروغ” که راه افتاد ما رو هم خبر کنین که یک پتیشن راه بیندازیم و بدو بدو بریم واشنگتن پول بگیریم واسه یک ان جی او.
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۴ at ۷:۲۳ ق.ظ
کاش می شد که این خانم را پیدا کرد. سایه جان: هستی بریم دنبالش یک مصاحبه باهاش بکنیم؟ من والله به رادیو فردا زیاد اطمینان ندارم و گزارشاشون حرصم رو در می یاره.
در ضمن با نظرات تو و قاصدک و فرناز هم موافقم. وبلاگ “حمایت از فروغ” که راه افتاد ما رو هم خبر کنین که یک پتیشن راه بیندازیم و بدو بدو بریم واشنگتن پول بگیریم واسه یک ان جی او.
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۴ at ۷:۲۶ ق.ظ
قربانت گردم این کامنتدونی ات هی “ارور” می داد و من هم هی دوباره می فرستادم. ببخش که گند زدم به کامنتدونی ات. اگر می تونی پاک کن این گند زدن های مرا.
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۴ at ۸:۱۵ ق.ظ
و من از همین جا به آبجی وینی قاصدک که قربان اولوم سنه پیغام می دهم که وبلاگ گل و مگولی جینگولی را هستم آبجی! یکیمون ادعای خداوندگاری کنه، یکیمون پیغمبری، یکی امامت و ان یکی هم رهبری جنبش اپوزیسیون!! از الان بگویم که سمت خداوندگاری سهم خودم هست ها! بعد کلاهمون تو هم نره(چشمک)
و به آن سیما فرنگوپولیسی جیگر هم می گویم که ان جی او را هم پایه ام شدید!یک موسسه هلندی هم هست آبجی به اسم هیفوس که چپ راست پول های بیخود به یک مشت ان جی او مفت خوار و آدم مفت خورتر در ایران می دهدکه پشت هم ماشین عوض کنند و هر روز بروند یک گوشه دنیا الواطی، از ان هم پول بگیریم بد نیست. بدویم این وبلاگ “حمایت از آبجی فروغ” را راه بندازیم که دور الان دور کاسبی با دکانی به اسم حقوق بشر است و بس.
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۴ at ۸:۱۶ ق.ظ
و من از همین جا به آبجی وینی قاصدک که قربان اولوم سنه پیغام می دهم که وبلاگ گل و مگولی جینگولی را هستم آبجی! یکیمون ادعای خداوندگاری کنه، یکیمون پیغمبری، یکی امامت و ان یکی هم رهبری جنبش اپوزیسیون!! از الان بگویم که سمت خداوندگاری سهم خودم هست ها! بعد کلاهمون تو هم نره(چشمک)
و به آن سیما فرنگوپولیسی جیگر هم می گویم که ان جی او را هم پایه ام شدید!یک موسسه هلندی هم هست آبجی به اسم هیفوس که چپ راست پول های بیخود به یک مشت ان جی او مفت خوار و آدم مفت خورتر در ایران می دهدکه پشت هم ماشین عوض کنند و هر روز بروند یک گوشه دنیا الواطی، از ان هم پول بگیریم بد نیست. بدویم این وبلاگ “حمایت از آبجی فروغ” را راه بندازیم که دور الان دور کاسبی با دکانی به اسم حقوق بشر است و بس.
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۴ at ۵:۱۲ ب.ظ
سیما جان، معلومه که من پایه مصاحبه هستم!!! همین فردا فروغ خانوم را پیدا می کنم. بعد تو قول می دی بیای اتاوا؟
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۴ at ۵:۱۹ ب.ظ
در ضمن بابت کامنتدونی وبلاگ هم ببخشید. نمی دونم چرا این طور شده. تقصیر این محموده که به جای رسیدگی به وبلاگها هی می ره پاریس گردی.
فکر کنم به خاطر همین مشکل نظرخواهی باشه که هیچ ناشناس بی نام و نشونی برای من کامنت نمی گذاره. جای شما خالی، الان رفته بودم نظرخواهی یکی از وبلاگهای اجرای حقوق بشر در ایران توسط ریموت کنترل!!! بیست سی تا ناشناس براش کامنت گذاشته بودند و کل فعالیت هاشو تایید کرده بودند.
خدای نکرده اصلا منظورم این نیست که این کامنت ها کار خود صاحب وبلاگ هست ها. حاشا و کلا.
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۴ at ۱۰:۱۰ ب.ظ
من هم به نوبهی خودم احترامات فائقهام را نسبت به این خانم ابراز میدارم.
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۴ at ۱۰:۱۲ ب.ظ
من هم به نوبهی خودم احترامات فائقهام را نسبت به این خانم ابراز میدارم.
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۴ at ۳:۲۲ ق.ظ
کار این خانم واقعا ستودنی است و دست مریضاد داره.اما چشم من یکی که آب نمی خوره این اعتصاب هم سرکوب می شه مثل بقیه اعتراض ها ….تا بعد
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۴ at ۷:۲۲ ق.ظ
دمش گرم!!
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۴ at ۱:۵۹ ق.ظ
Wow, really impressive.. I wish our diaspora - as a whole- was more responsible…
Best wishes dooste aziz,
Orkideh
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۴ at ۶:۱۶ ق.ظ
بعد از زلزله بم وقتی شیرین عبادی شماره حساب اعلام کرد و بعد هم ناپدید شد و حالا معلوم نیست در کدوم سفرش هست یکی از وبلاگ نویس های سنگ به سینه زن که داشت ذوق مرگ میشد از این کار عبادی در اعتراض به تذکر من که شیرین عبادی چه گارانتی در مقابل پول مردم میده… زمین و زمان رو بهم ریخت که چرا به سرور بزرگ عالیجناب عبادی تهمت میزنی. دلم روشن میشه وقتی میبینم هنوز کسایی هستن که دور از جنجال و پول مردم یا جایزه هاشون با جون و دل برای آزادی کشور و مردمشون انرژی میزارن.
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۴ at ۱۰:۵۸ ق.ظ
در مورد زلزله اطلاعات کاملی ندارم. ولی اطلاعات دقیق دارم که خانم عبادی مقدار قابل توجهی از پول جایزه را صرف کمک به پاگرفتن ان جی او های زنان کرد.
به همین دلیل خیال نمی کنم که خانم عبادی نیازی به دست بردن در پول های اهدایی کمک به زلزله داشتند و راستی که ما چه راحت دهان باز می کنیم و فکرهایمان را به زبان می آوریم و به این و آن تهمتت های عجیب می زنیم.
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۴ at ۵:۵۳ ق.ظ
salam sayeh masle hamishe aly bood.
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۴ at ۵:۱۲ ب.ظ
man nemibinam !