انتخابات کانادا یک فایده برای من داشت و آن هم این که با پسرک هم‌کلاسی‌ام که موهای پریشان دارد و شلوار جین کهنه می‌پوشد، یک گپ حسابی زدم. از محافظه کارها متنفر بود و به حزب سبز رای داده بود، چون عقیده داشت کسانی که به محیط زیست اهمیت می‌دهند، به همه چیز اهمیت می‌دهند و در ضمن او ترجیح می‌دهد مالیاتی که می‌پردازد، برای بهتر زیستن موجودات زنده صرف شود. بعد گفت که عضو ثابت تنها سینمای روشنفکری این شهر است که خوشبختانه در آن از فیلم‌های تمام اکشن و هپی‌اند هالیوودی، چندان خبری نیست. گفت هالیوود او را یادجرج بوش و یاد جنگ می اندازد و جنگ باعث می‌شود که از او از همه اهالی خاور میانه خجالت بکشد. زیرا به هر حال سربازان کانادایی هم به عراق اعزام شده‌اند…
حزب سبز یک صندلی هم در پارلمان اشغال نکرد، ولی به گمانم یک دوست درست حسابی برای من دست و پا کرد.

۹ نظر درباره “” داده شده است.

  1. امشاسپندان گفت :

    می تونم احساس کنم چقدر از پیدا کردن یک نفر که وقتی بااو حرف می زنی مخت سوت نمی کشه خوشحال شدی:)….دیدی بالاخره می شود اونجا هم دوستی که بشه باهاش حرف زد پیداکردی؟:)

    ای رفیق جان!× جایت خالی هست این روزها ی جشنواره که کلی یادت را می کنم. لازم به تکرار هم نیست که من هم از این فیلمهای هپی اند و اکشن خوشم نمیاد اصلا. فکر کردی بیخودی این همه دوستت دارم آخه؟(چشمک)

  2. atash گفت :

    such a nice boy :)
    not that easy to find some one so interesting

  3. آرش گفت :

    شوت‌علی که به حزب بی‌خاصیت سبز (که تازه از نظر افتصادی دست راستی هستن) رای بده عجیب نیست تصور کنه سربازان کانادایی به عراق اعزام شدن. طرف فرق افغانستان و عراق را نمی‌دونه! این هیپی‌ها با شکستن رای NDP ندانسته تیشه به ریشه خودشان می‌زنن. هر حزبی اسم سبز رو انتخاب کنه که لزوما مترقی نمی‌شه!

  4. میرزا پیکوفسکی گفت :

    حدس می زنم حتی آنجا این تیپ آدمها نایاب و کم یاب باشند

  5. سایه گفت :

    به آرش : شما چرا این قدر عصبانی هستی حالا؟ از شوت بودن این هیپی!! یا از شکسته شدن رای ان دی پی؟ راستش من هم یادم نبود که کانادا به عراق سرباز نفرستاده. وگرنه بهش می گفتم. فقط یادم بود که این هارپر احتمالا همه جا سرباز می فرسته برای خودشیرینی پیش آمریکا.

  6. لیلای لیلی گفت :

    آخ آخ … هزار سال بود کلمه ی «شوت علی» را که مورد استفاده ی مکرر خواهرزاده ی عزیزم «آرش » بود ( که این آرشی نیست که اینجاست» نشینیده بودم. چسبید.
    له نظر من حزب سبز یک کمی برای امریکای شمالی زیادی جلوست … اما طرفداری از ان با مذاق من سخت سازگار است :)

    لیلای لیلی

  7. sooski گفت :

    خوشا به سعادتت که یه آدمی که جلوتر از نوک دماغشو میبینه توی این خاک به تورت خورد… ما که اینجا پوسیدیم بس که ملت جینگول مستان به تورمون خوردن!!
    –سوسکی

  8. آرش گفت :

    هر دو! در ضمن جناب میرزا این‌جور آدم‌ها تیپیک دانشجویان کانادایی هستند.

  9. کامیار گفت :

    راستش من خاموش فکرم….از کاناداییهام زیاد خوشم نمیاد…از امریکا هم خوشم میاد
    ولی نظرم ممتنعه

نظر بدهید