مسافر

همه چیز طعم آخرین بار را می دهد.
نگاهها،نگاه های تو به اتاقت، به کمد نیمه خالی ات، به تختخواب مرتب نشده ات و به انبوه کتابهایی که جا گذاشته ای.
آدمها، آدمهایی که هر چه دورتر می شوی، محو تر خواهند شد. از یاد خواهی برد که چگونه حرف می زدند، چگونه می خندیدند یا چگونه هنگام ناراحتی صدای شان می لرزید.
و رازها، رازهایت که حالا جاودانه مال تو هستند، از این پس کسی آنها را نخواهد شنید.

و دست آخر رفتنت، رفتنی که برگشت ندارد.

۱۰ نظر درباره “مسافر” داده شده است.

  1. فروغ گفت :

    :(

  2. میترا گفت :

    مگر تا امروز رفتن ها برگشت پذیر بود؟!!!!!!
    و طعم ها ! کتی جان هر لحظه طعم خودش را دارد ،هر لحظه ودرونیاتش خاص همان لحظه استاست هیچ چیز تکرار پذیر نیست .
    امشب همین را کنار رود برای پسرکم میگفتم برایش گفتم که زمان بستر رود است و ما رود ،هر چقدر اراده مان بلند، باز هم توان برگشت به سر چشمه نیست هر چه هست رفتن است و رفتن است و رفتن. نه؟

  3. نگین گفت :

    ای بابا رفیق جان!!! جیگرم کباب شد )): راستی قبل رفتنت حتما ببینمت.. سر احمد رضا که درست و حسابی نشد ببینیمتون :(

  4. kamyar گفت :

    ای بابا…. هر چی خورده بودیم از سرمون پرید

  5. mehdi گفت :

    ye joori neveshti bargasht nadare ke… nemidoonam. i

  6. Little Boy گفت :

    You are going to miss the group too, I know that feeling, you will be fine, be strong.

  7. bahar گفت :

    رفتن قصه تلخ و گریز ناپذیر زندگیست

  8. sofeia گفت :

    shit:(

  9. sofeia گفت :

    shit!

  10. ف گفت :

    تو هم ؟؟…

نظر بدهید