برای اکبر گنجی که شعله جانش ، روشنایی عصر ماست.
و
برای :احمدرضا و رامین و نگین .
نه عادلانه نه زیبا بود
جهان
پیش از آن که ما به صحنه برآییم.
به عدل دستنایافته اندیشیدیم
و زیبایی
در وجود آمد.
این مطلب در تاریخ
یکشنبه, مرداد ۹م, ۱۳۸۴ در ساعت ۲:۳۲ ب.ظ
و درباره موضوعات سیاست نامه منتشر شده است.
شما میتوانید هر پاسخی به این مطلب را توسط RSS 2.0 دنبال کنید.
شما میتوانید به پایین صفحه رفته و نظر بدهید. ارسال دنبالک غیر فعال شده است.
مرداد ۹م, ۱۳۸۴ at ۱۰:۱۸ ب.ظ
nazar shoma ra dar mored tabadol link joya yam
مرداد ۹م, ۱۳۸۴ at ۱۰:۱۹ ب.ظ
هراس من باری،
همه از مردن در سرزمینی است
که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون باشد
آه اگر آزادی آوازی می خواند…
احمد شاملو
با مهر و دوستی
مرداد ۹م, ۱۳۸۴ at ۱۱:۴۸ ب.ظ
mikhastam ye chizi benevisam, baad goftam linkam ro barmidari. hichi, velesh kon. khoobin shoma? i
مرداد ۱۰م, ۱۳۸۴ at ۹:۵۳ ق.ظ
سایهی نازنین!
اگر بخواهم لب سخن بگشایم هزار حرف ناگفته در سینه دارم… اما ظاهرا باید سکوت کرد کسی به دنیال شنیدن حرفهای من نیست…
همان حسی را دارم که در سال ۵۷ داشتم وقتی میخواستم بگویم “از شب هنوز مانده دو دانگی” و پاسخ چه میشنیدم: “توفان خندهها”
مرداد ۱۰م, ۱۳۸۴ at ۴:۱۵ ب.ظ
چه زیبا در زشتیها زیبایی را جستجو میکنید.
مرداد ۱۱م, ۱۳۸۴ at ۸:۰۶ ق.ظ
be omid azadie har ankas ke be nahagh dar band ast
مرداد ۱۳م, ۱۳۸۴ at ۳:۰۵ ب.ظ
خیلی چاکریم و… راستش از همه ی این جریانات و تلخی ها بگذریم یه خوبی توش هست(به این می گن نیمه ی پر یک لیوانی خالی رو دیدن!) اونم اینه که ماها همه با هم هم دل و هم درد شدیم. انگار هنوز دهنمونو باز نکردیم می دونیم چی می خواهیم بگیم.
مرداد ۱۵م, ۱۳۸۴ at ۷:۲۹ ق.ظ
take a look at http://www.alialviri.com thanks