کسی راهی سراغ دارد برای کمک کردن به یک دختر افغانی که متقاضی طلاق است؟
این دختر، دوازده ساله بوده که با همسر افغانیاش ازدواج کرده. گویا مطابق یکی از قوانین سنتی افغانستان، اگر خانواده دختر، از دامادشان پول بگیرند، حق مرگ و زندگی و تغییر محل زندگی دختر در دست شوهرش است و خانواده دختر حق شکایت ندارند. شوهر این دختر پس از پرداخت پول به خانوادهاش، او را به ایران آورده است. هفت سال است که دخترک با مردی زندگی میکند که به طور مداوم و به هر بهانهای او را مورد آزار و ضرب و شتم قرار میدهد. دو فرزند هم دارد و هر چهار نفر به صورت غیر قانونی در ایران زندگی میکنند. حالا که پناهندهها را به افغانستان بر میگردانند، به دنبال راهیمیگردد که طلاق بگیرد و برگردد افغانستان پیش خانوادهاش . منتها مسئله این است که به شدت ازهمسرش میترسد و میخواهد تا قبل از جاری شدن طلاق و ترک ایران تحت حمایت یک مرجع قانونی باشد.
سوال این که:
اصلا چنین مرجعی وجود دارد؟
اصولا پناهندههای افغانی میتوانند مطابق قانون ایران طلاق بگیرند؟
در صورت طلاق گرفتن، حق حضانت فرزندانش، که سه ساله و پنج ساله هستند، به او واگذار میشود؟
لطفا اگر راهی به نظرتان میرسد یا کمکی از دستتان ساخته است، اینجا بنویسید ویا برای من ایمیل بزنید: KATAYOON at GMAIL.COM
پی نوشت : دخترک، آنقدر ظریف و لطیف است که تصور هر شب کتک خوردنش، تن من را میلرزاند. گذشته از آن هیچ نمیدانم در صورت برگشتن پیش خانوادهاش، در امان خواهد بود یا نه؟ خبر از قوانین و سنتهای افغانی ندارم. از خودش هم نخواستم سوال کنم. مطلقا تمام امیدش را به برگشتن پیش مادرش بسته است.
تیر ۲۲م, ۱۳۸۴ at ۱:۲۶ ب.ظ
سلام سایت جالبی دارید موفق باشید
تیر ۲۲م, ۱۳۸۴ at ۱:۴۹ ب.ظ
سایه جان برات ای میل زدم.
تیر ۲۲م, ۱۳۸۴ at ۹:۵۶ ب.ظ
خب الحد لله فیلتر سایه تمام شد.عرض ادب و سلام.
تیر ۲۲م, ۱۳۸۴ at ۱۰:۵۵ ب.ظ
من پیشنهادی برا قضیه ی نوشی دارم. به خواسته ی خود نوشی تا یه مدت صبر میکنیم. ولی اگه کاری از پیش نرفت به وسیله ی همین بچه های وبلاگ نویس و نه آدمهای سیاسی تحصنی رو به آرومی و فقط در حمایت از نوشی جلوی دادگاه اون برگزار میکنیم . یک حرکت کاملا غیر سیاسی.
تیر ۲۳م, ۱۳۸۴ at ۱۱:۱۴ ق.ظ
بهش بگو زیاد دل به برگشتن پیش مادرش نبنده. چون این دفعه با قیمت ارزون تر می فروشنش به یکی دیگه. یه سوال هم از این خانمی که میخواد واسه اون یکی خانمه تحصن برگزار کنه دارم: پدر یعنی پشم دیگة؟
تیر ۲۳م, ۱۳۸۴ at ۱۲:۴۲ ب.ظ
مردی هستم دارای دو چشم، یک بینی، یک دهان و چهار دست و پا. هیچ وقت شاخ نداشته ام اما دم داشته ام که آنهم در جریان تکامل بسیار کوتاه شده است …فرزندانم را همانقدر که پدر شما دوستتان دارد دوست دارم. ..من از شما نمیخواهم قضاوت کنید که میدانم روح حساس و هنرمندانه اتان تناسبی با این کار ناخوشایند ندارد و نه میخواهم از من خوشتان بیاید…. و ادامه ..
تیر ۲۳م, ۱۳۸۴ at ۱:۰۳ ب.ظ
سلام سایهی عزیز!
افغانیهای زیادی میشناسم، که فکر کنم هیچکدام پناهنده نیستند. با این حال شنبه باز هم از آنها میپرسم و در مورد مراجع قانونی اگر داشته باشند، خبرش را بهت میدهم.
موفق باشی.
تیر ۲۳م, ۱۳۸۴ at ۹:۱۹ ب.ظ
سلام سایه جان شنبه در اولین فرصت از یکی دو نفر که حقوق میدونن در مورد این مسئله سؤال می کنم. موفق باشی.
تیر ۲۵م, ۱۳۸۴ at ۵:۵۷ ب.ظ
از کسانی که از ایشان برای اعتصاب غذا حمایت میکنند خواهشمندم درخواستی برای آقای گنجی بفرستند و ایشان را به خاتمه اعتصابشان تشویق نماییم.ما خواهان زنده بودن ایشانیم.دوران قهرمان سازی و مرده پرستی تا به کی؟
آیا کسی از شما حاظر میگردد به خاطر آقای گنجی جانش را چنین از دست بدهد؟
این جوان را اگر در بازی آنان داخل نگشته زنده برای خانواده اش بخواهیم.
——————————————————————————–
از تمامی شما خانمها و آقایانی که بوسیله امضای خویش و یا شفاهی از عمل دادخواهانه اعتصاب غذای آقای گنجی حمایت نموده اید خواهشمندم مجدداً با جمعی بیشتر از پیش از ایشان خواهش نموده برای زنده ماندنشان به پایان رساندن این اعتصاب را اعلام نمایند، که خرد را به مرگ سپردن از بی خردیست،
زمان قهرمان بودن و قهرمان سازی کی به سر آید؟
نگوئید اگر خود نخواهد،ممکن نگردد.
به او بگوئیم برای تغیر زنده باید بود.
——————————————————————————–
من آزادیم،من فخر جهان،
زندگی نامندم،
یار گرامی،گنجی مهربان،
روزه سیاسیت قبول باشد.
کردار نیک،گفتار نیک و پندار نیک،امیدوارم در ایاّم روزه همرهت بوده باشند،که جز این پس روزه چرا؟
اگر مخالف حکم اعدام در جوامع باشیم،
زنده ماندن را شرح میدهد و من گمان نکنم که تو در جامعه ای خواهان وجود چنین قانونی باشی.
اگر مخالف با بستن مواد انفجاری به خود و کشتن دیگران با خود هستیم برای ارج به مقام زندگیست.
من به نوبه خود از دلایل اعتصابتان تا لحظه ای که از طرف شما به زندگی لطمه نخورد پشتیبانی کرده و حال که صدای عدالتخواهیتان به گوشهایی که میباید رسیده است از شما به نام ارج گذاری به زندگی خواهشمندم به روزه خویش پایان داده و ما را در شادی پر شکوه نصیب بردنتان از حق شریک نمائید.
برادر کوچکتان.
سعید از برلین
تیر ۲۵م, ۱۳۸۴ at ۶:۰۵ ب.ظ
سلام
ببخشید اگه نظری که اینجا نوشته ام ربطی به موضوع نداره ولی خوب تو ایران این چیزا که تعجب نداره
می خواستم از همه آدمهایی که به نوعی احساس می کنن یا احتمال میدن که روشنفکر تشریف دارن خواهش کنم که هر کسی برای خودش شیبور نزنه همهمون باید یاد بگیریم متحد بشیم یا حداقل اعتلاف کنیم بخاطر گنجی و گنجی ها…یکی طرفدار آزادیه یکی همیشه از حقوق زن میگه و دفاع میکنه یکی بانتورکیسته یکی
فقط به مقاومت کردستان فکر میکنه یکی هوادار اصلاحاته یکی دموکراسی و حقوق بشر رو فقط به رسمیت میشناسه …کی این یک ها می خواد یه جا جمع بشه معلوم نیست.همه این ها حق دارن ولی اصلا فکر نمی کنن که اهدافشون یکیه.بابا چتون شده ؟چشماتونو باز کنین.حالا دیگه وقت این حرفا نیست همه مون باید متحد بشیم.همهمون خواسته مشترک داریم و هیچ فرقی با هم نداریم.لا رسیدن به هدف مشترکمون همه مون به خواسته هامون تک به تک می رسیم.÷س تک روی نکنیم.متحد بشیم تا این مافیای مملکتمون رو نابود کنیم.آزادی جای دوری نیست باور کنیم ……..
تیر ۲۵م, ۱۳۸۴ at ۱۰:۱۰ ب.ظ
سلام سایه جان
من جایی رو سراغ دارم که نه مستقیما به دختر بلکه شاید به تو در کمک کردن به اون دختر کمک کنه. اسم اونجا خانه کودک شوش است.تعداد زیادی از بچه های اونجا رو افغانیها تشکیل میدن.بهمین دلیل رابطه نزدیکی با افغانیها دارن (حداقل نزدیکتر از حیلی اورگانهای دیگه) .محل اینجا خیابون شوش نرسیده به میدون شوش است. اگه فکر میکنی کاری از دست من بر میاد خوشحال میشم میل بزنی)
تیر ۲۵م, ۱۳۸۴ at ۱۱:۱۴ ب.ظ
دوست افغانی دارم که به تازگی از ایران رفته . کاملا به قوانین آشنا هستش ازش حتما می پرسم . حتی برای برگشتنش .
تیر ۲۵م, ۱۳۸۴ at ۱۱:۱۵ ب.ظ
دوست افغانی دارم که به تازگی از ایران رفته . کاملا به قوانین آشنا هستش ازش حتما می پرسم . حتی برای برگشتنش .
تیر ۲۶م, ۱۳۸۴ at ۳:۰۸ ب.ظ
سایه جان
من فکر کنم به این دوست افغان بگو یه سری به UNHCR ” کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان ” بزنه. شاید اونجا بتونن کمکش کنن. دفتر تهران توی خیابان شیرازه و تلفنش هم هست ۸۰۵۷۲۰۱/ امیدوارم کمکش کنن.