<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>Comments on: </title>
	<atom:link href="http://sayeh.nevesht.org/archives/444/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/444</link>
	<description></description>
	<pubDate>Tue, 06 Jan 2009 14:10:37 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.5.1</generator>
		<item>
		<title>By: گوشه</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/444#comment-807</link>
		<dc:creator>گوشه</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2005/04/20/444/#comment-807</guid>
		<description>کاشکی علاوه بر اون چیزی که شما گفتی بچه هامون رو چشم و گوش بسته بار نیاریم و به شون جسارت و شجاعت یاد بدیم. یاد بدیم از خودشون، شخصیت شون و روح شون دفاع کنن. یاد بدیم هر حقارت و توهینی رو با نجابت پذیرا نباشن.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کاشکی علاوه بر اون چیزی که شما گفتی بچه هامون رو چشم و گوش بسته بار نیاریم و به شون جسارت و شجاعت یاد بدیم. یاد بدیم از خودشون، شخصیت شون و روح شون دفاع کنن. یاد بدیم هر حقارت و توهینی رو با نجابت پذیرا نباشن.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: yasaman</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/444#comment-806</link>
		<dc:creator>yasaman</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2005/04/20/444/#comment-806</guid>
		<description>salam, sharmande az inke daram pinglish minevisam. in noktei ke inja bayan kardin mitonam begam balaeie ke sare hadeaghal 70-80 % zanaye irani omade  va inke aya har kodom che joor bash barkhord konan?  ama gheir az in havadesi ke dar koodaki vase ma etefagh oftade, man moredi ro mishnasam ke daneshjoye shahrestan dar on shahre koochik dozdide shod va bad az tajavoz kheili rahat on ranande be dare khabgah baresh gardoond va dar moghabele eteraz va shekayate oon dokhtar tanha javabi ke gerefte shod in bood ke goftan ya baraye kharab kardane jav doroogh mige va ya inke khodesh khasteo rafte va hata pool gerefte... on khanoome daneshjooi ke ba koli omid be oon shahr rafte alan ba hamchin chizi movajeh shode va afradi ke mohafeze on be hesab mian to daneshgah ke be hame chizesh gir midan, dar moghabele hamchin etefaghi injoor javab midan... koja mishe in harfaro zad?? kojast ke be harfe dele in dokhtare bichare goosh bedan va behesh tohmat nazan??????</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>salam, sharmande az inke daram pinglish minevisam. in noktei ke inja bayan kardin mitonam begam balaeie ke sare hadeaghal 70-80 % zanaye irani omade  va inke aya har kodom che joor bash barkhord konan?  ama gheir az in havadesi ke dar koodaki vase ma etefagh oftade, man moredi ro mishnasam ke daneshjoye shahrestan dar on shahre koochik dozdide shod va bad az tajavoz kheili rahat on ranande be dare khabgah baresh gardoond va dar moghabele eteraz va shekayate oon dokhtar tanha javabi ke gerefte shod in bood ke goftan ya baraye kharab kardane jav doroogh mige va ya inke khodesh khasteo rafte va hata pool gerefte&#8230; on khanoome daneshjooi ke ba koli omid be oon shahr rafte alan ba hamchin chizi movajeh shode va afradi ke mohafeze on be hesab mian to daneshgah ke be hame chizesh gir midan, dar moghabele hamchin etefaghi injoor javab midan&#8230; koja mishe in harfaro zad?? kojast ke be harfe dele in dokhtare bichare goosh bedan va behesh tohmat nazan??????</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: ایمان--فروشگاه دایی</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/444#comment-805</link>
		<dc:creator>ایمان--فروشگاه دایی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2005/04/20/444/#comment-805</guid>
		<description>عجب دایی کلکی داشته بنده خدا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عجب دایی کلکی داشته بنده خدا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: زیتون</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/444#comment-804</link>
		<dc:creator>زیتون</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2005/04/20/444/#comment-804</guid>
		<description>کاش این تابو بشکنه و همه خیلی رک بتونن حقیقت رو بگن. این‌قدر این‌ور و اون‌ور این چیزا رو می‌شنویم ولی تو نشریات و رسانه‌ها همچین درباره‌ش سکوت می‌کنن انگار اصلا همچین چیزی وجود نداره. از خانم معلم مهربونی که بچه‌ها بهش اعتماد دارن و حرفای این‌طوریشون رو بهش می‌زنن چیزای خیلی وحشتناکی شنیدم. از تجاوز پدر به پسر و دختر خودش. از حمله‌ی پسر 18 ساله به مادرش و... و چقدر برای  هر زن و دختری وحشتناکه!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کاش این تابو بشکنه و همه خیلی رک بتونن حقیقت رو بگن. این‌قدر این‌ور و اون‌ور این چیزا رو می‌شنویم ولی تو نشریات و رسانه‌ها همچین درباره‌ش سکوت می‌کنن انگار اصلا همچین چیزی وجود نداره. از خانم معلم مهربونی که بچه‌ها بهش اعتماد دارن و حرفای این‌طوریشون رو بهش می‌زنن چیزای خیلی وحشتناکی شنیدم. از تجاوز پدر به پسر و دختر خودش. از حمله‌ی پسر ۱۸ ساله به مادرش و&#8230; و چقدر برای  هر زن و دختری وحشتناکه!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: شاهزاده ی سرطانی</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/444#comment-803</link>
		<dc:creator>شاهزاده ی سرطانی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2005/04/20/444/#comment-803</guid>
		<description>ارادت داریم . ببخشید شما اراکی هستید . از وبلاگ بابک اومدم . به نظر اراکی ها باید یه فان راه اندازی کنند . در مورد این متن شما . جالبه که بدونید این خود سانسوری که در داستان که مثلن یه جورایی تخصص ما هم هست این اتفاق داره میوفته . گاهی فکر میکنم داریم چیزی رو نادیده می گیریم و یا از ترس سانسور داریم مشکلاتی رو رقم می زنیم که متاسفانه داره تبدیل میشه به عقده های روانی و پنهانی که واقعن مشکل میشه برای درمانش کاری انجام داد . همین حالا مطلبی رو که در این مورد داشتم رو میگذارم تو وبلاگ و به مطلب شما هم لینک میدم که کمی مفصل تر بشه .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ارادت داریم . ببخشید شما اراکی هستید . از وبلاگ بابک اومدم . به نظر اراکی ها باید یه فان راه اندازی کنند . در مورد این متن شما . جالبه که بدونید این خود سانسوری که در داستان که مثلن یه جورایی تخصص ما هم هست این اتفاق داره میوفته . گاهی فکر میکنم داریم چیزی رو نادیده می گیریم و یا از ترس سانسور داریم مشکلاتی رو رقم می زنیم که متاسفانه داره تبدیل میشه به عقده های روانی و پنهانی که واقعن مشکل میشه برای درمانش کاری انجام داد . همین حالا مطلبی رو که در این مورد داشتم رو میگذارم تو وبلاگ و به مطلب شما هم لینک میدم که کمی مفصل تر بشه .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: ف.س.</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/444#comment-802</link>
		<dc:creator>ف.س.</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2005/04/20/444/#comment-802</guid>
		<description>بله متاسفانه در جامه ای سنتی که روابط جنسی به طور طبیعی (قبل از ازدواج) منفور و لعن شده توسط همان جامعه و سنت است و چاشنی تلخ دیکتانوری که خفقان و خرد کردن افراد را می پسندد به  مشکل ناهنجاری های جامعه بیشتر می افزاید. 

همان طور که سایه اشاره می کند عقده های نهفته ، آسیب های روانی، حق را با خود دانستن، بی خیالی از پیگرد قانونی، زندگی را آفتی بی رحم بیش ندانستن و غیره در ایران بنا به دلایل مختلفی خود را در فرم آزار و تجاوز به حریم دیگران نشان می دهد. مسئله تمایل/اجبار به جنس مخالف و یا موافق آنچنان بهرانی شده است که عده ای صبح را به امید استقاده یا سوء استفاده از همنوعان خود به شب می رسانند. 

اصولا در جوامع غربی (آمریکای شمالی) چنین ناهنجاری هایی مربوط به طبقه خاصی نمی شود و ریشه در اعتیاد، حسادت ، کمبود های عاطفی، مشکلات حاد رواتی و امثال آن دارد. حال سوال بر این است که آیا هر کس که دچار دگرگونی های روانی و عقده های اجتماعی است ، پتانسیل تجاوز به حقوق دیگران را دارد و آیا به آن مرحله می رسد ؟ یا اینکه کم کم از داخل خرد می شود و به فراموش شده ها می پیوندد. صد رد صد هیچ جامهه ای عالی و کامل نیست. لذا تقصیر را باید گردن عدم آموزش و عدم کنترل جمعیت دانست در درجه اول. در درجه درم سنتی که می گوید رو حرف بزرگنر حرف نرن، به بزرگتر احترام بگذار، صدایت را بلند نکن، یک کودک را در خطر قادر نبودن در مقابله با یک سوء استفاده می گذارد (هر قدر هم که ناجیز باشد.) شیوه تربیت در مدارس و در اکثر خانواده ها اعتماد به نفس کودکان را تا حد زیادی خرد میکند و آن عامل نیز مزید بر علت می شود که آنان در مقابل مشکلات وا بدهدند.

در جامهه ای با نیاز های روز افرون که رشد تصاعدی دارد و منابع طبیعی، اقتصادی، فرهنگی، تفریحی، آموزشی آن دچار نقص و یا فسادهای گوناگون می باشند،عدهء زیادی از اعضای این جامعه با رفتار های ناپسند اجتماعی همچون طبیعت حیوانی و غار نشینی همدگر را آزار روحی و جسمی می هدند که بسیار رابطه مستقیم به "اصل قوی تر ضعیف تر را می خورد" دارد. یعنی جامعه قبول می کند که در موارد گوناگون تجاوز (جنسی و غیر) چاره ای جز تسلیم نیست و این جسارت بیشتری به تجاوز کار میدهد.

انرژی خیلی افراد ( چه در طبفات بالا چه پایین) به بطالت و ناکامی هدر می رود و یک حس تنفر نسبت به زمانه و پوچی نسبت به خود ایجاد میکند که هر چه بیشتر می شود باعث خرد شدن در عده ای و باعث آزار و اذیت دیگران در عده ای دیگر می شود.

برای ختم این نوشته مثالی از طبیعت می زنم: اگر یک آتشفشان کم کم هر 10 سال عقده زمین را خالی کند مخرب نسیت ولی اگر همان آتشفشان 100 میلیون سال نتواند انرژی خود را دفع کند؛ آن گاه همه جیز را از سر راه خود از بین می برد و می سوزاند. حکایتی است از جامعه ای که با گذران زمان از طبیعت غیر مخرب خود دور تر و دور تر می شود...

ف.س.
از کانادا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بله متاسفانه در جامه ای سنتی که روابط جنسی به طور طبیعی (قبل از ازدواج) منفور و لعن شده توسط همان جامعه و سنت است و چاشنی تلخ دیکتانوری که خفقان و خرد کردن افراد را می پسندد به  مشکل ناهنجاری های جامعه بیشتر می افزاید. </p>
<p>همان طور که سایه اشاره می کند عقده های نهفته ، آسیب های روانی، حق را با خود دانستن، بی خیالی از پیگرد قانونی، زندگی را آفتی بی رحم بیش ندانستن و غیره در ایران بنا به دلایل مختلفی خود را در فرم آزار و تجاوز به حریم دیگران نشان می دهد. مسئله تمایل/اجبار به جنس مخالف و یا موافق آنچنان بهرانی شده است که عده ای صبح را به امید استقاده یا سوء استفاده از همنوعان خود به شب می رسانند. </p>
<p>اصولا در جوامع غربی (آمریکای شمالی) چنین ناهنجاری هایی مربوط به طبقه خاصی نمی شود و ریشه در اعتیاد، حسادت ، کمبود های عاطفی، مشکلات حاد رواتی و امثال آن دارد. حال سوال بر این است که آیا هر کس که دچار دگرگونی های روانی و عقده های اجتماعی است ، پتانسیل تجاوز به حقوق دیگران را دارد و آیا به آن مرحله می رسد ؟ یا اینکه کم کم از داخل خرد می شود و به فراموش شده ها می پیوندد. صد رد صد هیچ جامهه ای عالی و کامل نیست. لذا تقصیر را باید گردن عدم آموزش و عدم کنترل جمعیت دانست در درجه اول. در درجه درم سنتی که می گوید رو حرف بزرگنر حرف نرن، به بزرگتر احترام بگذار، صدایت را بلند نکن، یک کودک را در خطر قادر نبودن در مقابله با یک سوء استفاده می گذارد (هر قدر هم که ناجیز باشد.) شیوه تربیت در مدارس و در اکثر خانواده ها اعتماد به نفس کودکان را تا حد زیادی خرد میکند و آن عامل نیز مزید بر علت می شود که آنان در مقابل مشکلات وا بدهدند.</p>
<p>در جامهه ای با نیاز های روز افرون که رشد تصاعدی دارد و منابع طبیعی، اقتصادی، فرهنگی، تفریحی، آموزشی آن دچار نقص و یا فسادهای گوناگون می باشند،عدهء زیادی از اعضای این جامعه با رفتار های ناپسند اجتماعی همچون طبیعت حیوانی و غار نشینی همدگر را آزار روحی و جسمی می هدند که بسیار رابطه مستقیم به &#8220;اصل قوی تر ضعیف تر را می خورد&#8221; دارد. یعنی جامعه قبول می کند که در موارد گوناگون تجاوز (جنسی و غیر) چاره ای جز تسلیم نیست و این جسارت بیشتری به تجاوز کار میدهد.</p>
<p>انرژی خیلی افراد ( چه در طبفات بالا چه پایین) به بطالت و ناکامی هدر می رود و یک حس تنفر نسبت به زمانه و پوچی نسبت به خود ایجاد میکند که هر چه بیشتر می شود باعث خرد شدن در عده ای و باعث آزار و اذیت دیگران در عده ای دیگر می شود.</p>
<p>برای ختم این نوشته مثالی از طبیعت می زنم: اگر یک آتشفشان کم کم هر ۱۰ سال عقده زمین را خالی کند مخرب نسیت ولی اگر همان آتشفشان ۱۰۰ میلیون سال نتواند انرژی خود را دفع کند؛ آن گاه همه جیز را از سر راه خود از بین می برد و می سوزاند. حکایتی است از جامعه ای که با گذران زمان از طبیعت غیر مخرب خود دور تر و دور تر می شود&#8230;</p>
<p>ف.س.<br />
از کانادا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: kashkaalikan</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/444#comment-801</link>
		<dc:creator>kashkaalikan</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2005/04/20/444/#comment-801</guid>
		<description>salaam, gharaar nist ke fekr konim kesi sedamoon ro nemishnave, mesle inke iaadet rafte ke to ieki az ghadimitarin weblog ha hasti va boodi. la'aghal ieki az blog haaii ke moshavvagh man bood, har chand ke in derakht emrooz bari nadarad.

sarfaraaz baashi</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>salaam, gharaar nist ke fekr konim kesi sedamoon ro nemishnave, mesle inke iaadet rafte ke to ieki az ghadimitarin weblog ha hasti va boodi. la&#8217;aghal ieki az blog haaii ke moshavvagh man bood, har chand ke in derakht emrooz bari nadarad.</p>
<p>sarfaraaz baashi</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: hossein</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/444#comment-800</link>
		<dc:creator>hossein</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2005/04/20/444/#comment-800</guid>
		<description>salam... dar morede in matlab nazary nadaram vali delam vase bazy az neveshtehhaye shoma kheily tang shodeh... hamisheh az ghalame shoma lezzat bordam... movaffagh bashy va sare hal</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>salam&#8230; dar morede in matlab nazary nadaram vali delam vase bazy az neveshtehhaye shoma kheily tang shodeh&#8230; hamisheh az ghalame shoma lezzat bordam&#8230; movaffagh bashy va sare hal</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: پانته آ</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/444#comment-799</link>
		<dc:creator>پانته آ</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2005/04/20/444/#comment-799</guid>
		<description>سایه جون قربون شکلت به اونایی که میتونن بچه رو لمس کنن آقا و خانم دکتر رو هم اضافه کن. دو سه ماه پیش وقتی پسرمو بردم دکترهی به دکتره می گفت دست نزن . مامانم گفته فقط من و بابا به تو دست بزنیم.پدرمون دراومد تا با اکراه اجازه داد دکتر معاینه اش کنه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سایه جون قربون شکلت به اونایی که میتونن بچه رو لمس کنن آقا و خانم دکتر رو هم اضافه کن. دو سه ماه پیش وقتی پسرمو بردم دکترهی به دکتره می گفت دست نزن . مامانم گفته فقط من و بابا به تو دست بزنیم.پدرمون دراومد تا با اکراه اجازه داد دکتر معاینه اش کنه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: نرگس</title>
		<link>http://sayeh.nevesht.org/archives/444#comment-798</link>
		<dc:creator>نرگس</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sayeh.nevesht.net/2005/04/20/444/#comment-798</guid>
		<description>من 3 بار از 9 سالگی تا حالا تو خیابون و پارک بهم حمله شده و هیچوقت نتونستم برای کسی غیر از خالم و دوستم تعریف کنم ولی خیلی مهمه که آدم نذاره تو دلش بمونه و حلش کنه. تا سالها من پسر همسایه رو میدیدم میترسیدم و واقعا هم که آدم با جزییاتش به خاطر میسپره....ولی وقتی به جایی میرسی که یه پسر طرف عشقت میخواد بغلت کنه بحدی مشکل داری که نگو.و خداییش من چه خوش شانس بودم که تونستم این خاطره های بدو کم اثر کنم .نمیدونم خدا ازشون نگذره که به یه بچه یه بچه که انقدر معصومه دست درازی میکنن.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من ۳ بار از ۹ سالگی تا حالا تو خیابون و پارک بهم حمله شده و هیچوقت نتونستم برای کسی غیر از خالم و دوستم تعریف کنم ولی خیلی مهمه که آدم نذاره تو دلش بمونه و حلش کنه. تا سالها من پسر همسایه رو میدیدم میترسیدم و واقعا هم که آدم با جزییاتش به خاطر میسپره&#8230;.ولی وقتی به جایی میرسی که یه پسر طرف عشقت میخواد بغلت کنه بحدی مشکل داری که نگو.و خداییش من چه خوش شانس بودم که تونستم این خاطره های بدو کم اثر کنم .نمیدونم خدا ازشون نگذره که به یه بچه یه بچه که انقدر معصومه دست درازی میکنن.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
