موقع شنا دیده بودمش که چقدر خوب و سریع شنا می کرد وبی توقف.خوشگل وقد بلندهم بود.بعد، توی رختکن جلوی آینه قدی دیدمش که داشت آرایش می کرد. من پشت سرش پابلندی کرده بودم وسعی می کردم از فضای باقیمونده آینه استفاده کنم وموهامو پشت سرم جمع کنم. ازتوی آینه نگاهم کرد و خندید.آرایشش حسابی مفصل بود.بهم گفت:بدون این بتونه کاریها، طلاقمون می دن. همیشه از این می ترسم که شوهره منو بعد استخر یا بعد حموم ببینه. بهش گفتم:یعنی همیشه خدا آرایش داری؟ گفت:پس چی؟ پرسیدم:خوب ،صبحها چی؟صبح که از خواب پا میشی،نمی بیندت؟ جواب داد:تو فاصله ای که اون می ره دوش بگیره، من می پرم جلوی آینه و آرایش می کنم!! فکر کنم فهمید خیلی تعجب کردم، چون ادامه داد :پس دخترعموم رو ندیدی!!آمریکا زندگی می کنه، همیشه رژلبش رو می گذاره توی تختخواب بالای سرش. چشمشو که باز می کنه،اول رژلب می زنه!!!!
هیچ رقم راه نداشت که بهش بگم بدون آرایش هم قیافه اش خوبه، چون باورش نمی شد. با آرایش هم خوب البته خوشگلتر شده بود.ولی فکر کنم یه کم اعتماد به نفس هم بد نیست. مخصوصا برای مواقعی که حس آرایش کردن نیست….