قدر مسلم اینه که توخودت هم نمی دونی چقدر بهت فکر می کنم و نمی دونی که فکرم چقدر زیاد متغیره و روزی چند بارتو ذهن من از مجازی به حقیقی و بالعکس تغییر شکل میدی..هر روز صبح، فکرحقیقی بودن و وجود داشتنت ،دمار از روز گارم در میاره،مخصوصاکه با وسوسه زنگ زدن به تو ومطمئن شدن ازواقعی بودنت قاطی میشه.ولی معمولا وسوسه رو از سرمی گذرونم وسرم که به کارهام گرم میشه ،موفق میشم خودمو قانع کنم که تو یه خواب و خیال بیشتر نیستی.برای خودم دلیل پشت دلیل می یارم و اغلب هم دلایلم به قدری قانع کننده هستندکه هر کسی رو مجاب می کنند.هر کسی غیرازخودم رو..
من، تنها کسی هستم که گول خودم رو نمی خورم وحاضر نیستم قبول کنم که تو یه رویای شیرین یا یه خیال خام بیشتر نیستی .
راستشو بگم هیچ کس به اندازه من دلش نمی خواد تو رو باور کنه و هیچ کس به اندازه من تو رو ،یا بهتر بگم رویای تو رو جدی نمی گیره.شاید چون من اونقدر لجبازم که نمی خوام به خواب و خیالام پشت پابزنم ویا شاید به این دلیل ساده که من تو رو دوست دارم.
قدر مسلم اینه که تو خودت هم نمی دونی چقدر بهت فکر می کنم….
———————————————————————————————————————-
نمی دونم چرا اینو یه دفعه دیلیت کردم.فکر کنم که یکی ازکامنتها ناراحتم کرد یا این که اصلا فکر کردم یه جورایی احمقانه است.
به هرحال دوباره می گذارمش ،برای این که معلوم بشه حرفم رو پس نمی گیرم.
….مخصوصا که جواب هم داره.جوابش روی یه تیکه کاغذه ،روی یه میز کار.به دست من نرسیده .ولی خوب، می دونم یه جایی وجود داره و همین کافیه.