- چند مرد را از یاد برده ای؟
- به همان تعداد زنی که تو به یاد سپرده ای.
- نرو.
- من که نرفته ام.
- یک چیز قشنگ به من بگو.
- حتما،چه می خواهی بشنوی؟
- دروغ به من بگو.بگو تمام این سالها منتظرم بودی.بگو.
- تمام این سالها منتظرت بودم.
- بگو می مردی اگر برنمی گشتم.
- می مردم اگر برنمی گشتی.
- بگوهنوزعاشقم هستی،مثل من که عاشقت هستم.
- هنوزعاشقت هستم،مثل تو که عاشقم هستی.
- بگو،همه چیز درست مثل پنج سال پیش است.چیزی در این بین عوض نشده.
- کاش اینطور بود.
-مطمئنم همینطور است…چیزی نباید به من بگویی.واقعیت نداشته.فقط تو و من.این واقعیت دارد.
علاقه ام به سینمای کلاسیک گل کرده امروز…شاید به خاطر اون بسته پستیه ..شاید هم …نمی دونم.ولی به هر حال این مکالمه بالا رو من خیلی دوست دارمش.